كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

874

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

سلطانيه محبوس بود و لطف پادشاهانه شامل حال او شده به خلعت و نوازش مخصوص شد و مملكت او را عنايت فرموده عهد و ميثاق مؤكّد ساخت كه هرگاه رايات همايون حركت فرمايد به هر بندگى كه اشارت رود قيام نمايد . [ درين ولا كه فتح شامات ميسر شد ، اگر خود نيامد به واسطهء همسايگى دشمنان بايستى كه يكى از فرزندان يا برادران را فرستادى . ] « 1 » درين ولا كه ركاب ظفر انتساب به آن نواحى رسيده و سلطان حسن « 2 » كيفا كه به كفايت اشتهار يافته و سلطان ارزين و ديگر امرا و سرداران آن نواحى با نثار و پيشكش به درگاه سپهر اشتباه آمدند ، ملك ماردين به عزم پاىبوس پيش نيامد و كفران نعمت ورزيده طاعت به عصيان بدل ساخت و چون آن قلعه به نوعى مستحكم است كه نقب و منجنيق كارى نمىتواند كرد و تدبير تسخير آن طول محاصره است ، آن حضرت فرمود كه بازارها و عمارت شهر سوخته ويران ساختند و قرا عثمان را ، كه ولايت او به قلعهء ماردين نزديك بود ، به عنايت پادشاهانه نواخته فرمود كه به محاصرهء آن حصار قيام نمايد و شرايط سعى و اجتهاد به ظهور رساند و سلطان حسن كيف « 3 » و سلطان ارزين و ديگر حكام اطراف را به خلعت طلادوز و كمر شمشير « 4 » نوازش فرمود و موكب همايون به قلعهء نصيبين رسيد و فرمان شد كه آن را خراب كنند . اهالى آن‌جا به تضرّع پيش آمده كليد قلعه آوردند . آن حضرت رحم فرموده شهر را به ايشان بخشيد . و درين اثنا امير اللّه داد را فرمود كه به سمرقند رفته در آش پره ساكن شود و به

--> ( 1 ) . ظف : « و مقتضاى چنان عهدى آن بود كه در يورش شام ملازم اردوى گيهان پوى بودى و اگر به واسطهء همسايگى دشمنان مانعى داشتى يكى از فرزندان يا برادران را به حيازت آن سعادت امر نمودى . » ( ج 2 ص 255 ) . ( 2 ) . ظف : حصن كيفا ( ج 2 ص 256 ) . ( 3 ) . ظف : حصن كيفا . ( 4 ) . ظف : كمر شمشير زر .